خرید بک لینک

وقتي مي نويسم اعم از اينکه برنامه کاري بنويسم، يا خلاصه مشاوره و حتي دغدغههاي ذهنيام بعد از چند خط، چکيده و عصاره ش بيرون مي اد. در مورد نگراني ها، بحرانها هم همينطور، اما يک مقاومتي هست که نميگذاره بنويسم

حالا دوست دارم تمرکز کنم که چرا ذهنم مقاومت ميکنه و نمي ذاره بنويسم؟ 

برچسب: نویسنده: محمد رحمانی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:27

من هميشه به خونسردي ديگران هنگام بحران غبطه ميخورم. به آرامش ادمهاي مومن و مذهبي غبطه ميخورم. به صداقت عميق برادرم غبطه ميخورم. به مهرباني بي پايان مادرم غبطه مي خورم. به پشتکار برخي آدمها. به انصاف برخي حتي موقعي که مورد بي انصافي قرار ميگيرند بازهم انصاف بخرج مي دهند. با پاکدامني ادمهاي پاک، بي ريايي ادمهاي بي ريا، عزت نفس آدمهاي عزت مند. به حسن سليقه کساني که با کمترين چيزا هنر بخرج ميدهند و سليقه. به حوصله ادمهايي که در کوران بحران همچنان باحوصله اند. 

برچسب: نویسنده: محمد رحمانی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:27

در مورد من اين اشتباه رو ميکنند که فک ميکنند من خيلي منزوي هستم و بي عاطفه و البته با گذشت در حاليکه من علاقه يي به انزوا ندارم، جبر زمانه ست و اينکه کمتر کسي رو ديدم بشه با هاش حرف زد و اون تفاوت ها رو بپذيره و بدونه دنيا هميشه اونجوري که اون فک ميکنه نيست همينطور که دنيا دقيقا مطابق با باور من نيست. من عاطفي هستم اما نتيجه گرفتم که فعلا بستر مناسبي براي بروزش نيست. همينطور من با گذشت نيستم ولي گذشت از روي اجباره بخاطر اينکه وقتي گذشت نميکنم بيشتر اسيب مي بينم. پس من مهربان نيستم. گذشت يک انتخاب ناگزيره

برچسب: نویسنده: محمد رحمانی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:27

صفحه بندی